سرمقاله شماره هفدهم مجله پلی یورتان/ صنعت پلییورتان در آستانه یک آزمون بزرگ
صنعت پلییورتان ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه، درک و تصمیمگیریهای عملی است. صنعتی که در سکوت و دور از هیاهوی رسانهای، سالهاست بخشی از بار تولید، اشتغال و ارزشآفرینی کشور را بر دوش کشیده و محصولات آن در دهها صنعت از کفش و چرم مصنوعی گرفته تا مبلمان، خودرو، ساختمان، عایق، چسب، رنگ و تجهیزات صنعتی حضور دارد.
اما امروز نگرانیهای فعالان این صنعت دیگر صرفاً به افزایش قیمت مواد اولیه یا نوسانات نرخ ارز محدود نمیشود. آنچه تولیدکنندگان را نگران کرده، شکلگیری تدریجی یک بحران تأمین است؛ بحرانی که در صورت بیتوجهی میتواند بخش مهمی از صنایع پاییندستی کشور را با رکود، کاهش تولید و حتی تعطیلی مواجه کند.
بسته بودن یا محدود شدن ثبت سفارش بسیاری از مواد اولیه و افزودنیهای تخصصی، طولانی شدن فرآیندهای اداری، مشکلات تخصیص ارز، محدودیتهای نقل و انتقال مالی و دشوارتر شدن واردات از مسیرهای جنوبی کشور، همگی زنجیره تأمین صنعت پلییورتان را تحت فشار قرار دادهاند. بسیاری از تولیدکنندگان امروز نه برای توسعه کسبوکار، بلکه برای تأمین مواد اولیه ماه آینده خود نگران هستند.
همزمان، تحولات سیاسی و امنیتی منطقه و افزایش تنش میان ایران و آمریکا، فضای تجارت بینالمللی را وارد مرحلهای از عدم قطعیت کرده است. در چنین شرایطی، صنایع وابسته به واردات مواد اولیه تخصصی بیش از سایر بخشها آسیبپذیر خواهند بود. اگر امروز برای تأمین پایدار مواد اولیه تدبیر نشود، ممکن است در ماههای آینده با کمبودهایی مواجه شویم که جبران آنها به سادگی امکانپذیر نباشد.
در این میان، صنعت کفش و چرم مصنوعی جایگاه ویژهای دارد. صنعتی که به طور مستقیم و غیرمستقیم برای بیش از ۵۰۰ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و بخش عمدهای از زنجیره تولید آن بر پایه مواد پلییورتانی استوار است. از زیره کفش گرفته تا چرم مصنوعی، چسبها و پوششهای تخصصی، همگی به دسترسی مستمر به مواد اولیه وابستهاند. هر وقفهای در تأمین این مواد، تنها به افزایش قیمت محصول منجر نمیشود؛ بلکه امنیت شغلی صدها هزار خانواده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
متأسفانه در سالهای اخیر فاصله میان سیاستگذاران و فعالان واقعی صنعت افزایش یافته است. بسیاری از تصمیماتی که در اتاقهای اداری گرفته میشود، با واقعیتهای خطوط تولید فاصله دارد. تولیدکنندگان هر روز با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند که شاید در گزارشها و آمارها دیده نشود، اما آثار آن بهروشنی در کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینهها و از بین رفتن قدرت رقابت صنایع ایرانی قابل مشاهده است.
دولت و وزارت صنعت امروز بیش از آنکه به نقش ناظر و مشاهدهگر اکتفا کنند، باید به شریک حل مسئله تبدیل شوند. دوران تصمیمگیری از پشت میزها و بدون شنیدن صدای تشکلها و انجمنهای تخصصی گذشته است. انجمنهای صنعتی، تشکلهای صنفی و تولیدکنندگان باسابقه، سالها تجربه عملی در مدیریت بحرانها و شناخت مشکلات واقعی بازار دارند. نادیده گرفتن این ظرفیت ارزشمند، به معنای از دست دادن فرصتی مهم برای عبور از شرایط دشوار فعلی است.
انجمن تولیدکنندگان پلییورتان ایران بارها دغدغههای فعالان این صنعت را مطرح کرده است. انتظار میرود وزارت صمت، سازمانهای مرتبط و تصمیمگیران اقتصادی، پیش از آنکه کمبود مواد اولیه به بحران تولید تبدیل شود، مسیر گفتوگوی مؤثر با انجمنها و نمایندگان صنایع پاییندستی را تقویت کنند. بسیاری از مشکلات موجود نه نیازمند منابع عظیم مالی، بلکه نیازمند اصلاح فرآیندها، تسهیل مقررات و شنیدن صدای تولیدکنندگان است.
واقعیت این است که صنایع پاییندستی، آخرین حلقه زنجیره نیستند؛ بلکه مهمترین حلقه آن هستند. ارزش واقعی مواد اولیه زمانی خلق میشود که در کارخانههای کشور به محصول، اشتغال، صادرات و ثروت ملی تبدیل شوند. اگر این حلقه آسیب ببیند، موفقیت بخشهای بالادستی نیز پایدار نخواهد ماند.
امروز صنعت پلییورتان ایران در یک دوراهی قرار گرفته است؛ یا با همفکری دولت، تشکلها، پتروشیمیها و تولیدکنندگان، مسیر پایداری و توسعه را انتخاب میکنیم، یا با ادامه روند فعلی، باید در ماههای آینده شاهد تشدید کمبود مواد اولیه، کاهش تولید و آسیب دیدن هزاران واحد صنعتی باشیم.
هنوز فرصت برای تصمیمگیری وجود دارد. هنوز میتوان با تعامل، تدبیر و استفاده از تجربه فعالان صنعت از این مرحله عبور کرد. اما این فرصت همیشگی نیست. تولیدکنندگان کشور بیش از هر چیز نیاز دارند که صدایشان شنیده شود؛ زیرا هیچکس بهتر از آنان واقعیتهای تولید را نمیشناسد و هیچ سیاستی بدون مشارکت صنعتگران به نتیجه نخواهد رسید.
سهیل طالبی
