صنعت پلییورتان در محاصره تأمین
در شرایطی که جنگ و تحولات ژئوپلیتیکی، مسیرهای تأمین و حملونقل مواد اولیه را با اختلال جدی مواجه کرده است، صنعت پلییورتان ایران با چالشی فراتر از مشکلات همیشگی تأمین ارز، رکود و تولید روبهرو شده است. چالشی که اکنون مستقیماً به امنیت و تابآوری زنجیره تأمین گره خورده است.
در نشستی تخصصی به میزبانی تبسم علیزادمنیر و با حضور میهمانان جمشید رفیعی، رئیس هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان پلی یورتان و مدیرعامل سپهر دنیا، محمدعلی تربتی، عضو هیات مدیره انجمن و نایبرئیس هیئتمدیره پلییورتان مکرر و وحید تیموری، دبیر انجمن، درباره دشواری تأمین مواد اولیه، افزایش چندبرابری زمان و هزینه حمل، محدودیت انبارداری استراتژیک، وابستگی عمده به واردات از چین و وضعیت تولید TDI و MDI در کشور گفتوگو کردند. گفتوگویی که نشان میدهد مسئله زنجیره تأمین پلییورتان، دیگر صرفاً یک دغدغه تجاری نیست و به موضوعی راهبردی برای تداوم تولید تبدیل شده است.
پلی یورتان- آقای رفیعی، اگر بخواهیم از مهمترین مشکلات صنعت پلییورتان در شرایط فعلی شروع کنیم، به نظر میرسد صنعت پیش از این نیز با مسائلی مانند تأمین مواد اولیه، تأمین ارز، رکود بازار، رقابت و مشکلات تولید مواجه بوده است. اما امروز ظاهراً مسئلهای جدیتر از همه این موارد شکل گرفته است. درباره این چالش توضیح میدهید؟
رفیعی: اولین مشکلی که ما الان با آن مواجه شدهایم، در کنار مشکلات قبلی که داشتیم، شامل تأمین مواد اولیه، تأمین ارز، رکود بازار، رقابت و مشکلات تولید است. اما در حال حاضر مشکلی بالاتر از اینها، یا حتی بسیار جدیتر و سختتر، شکل گرفته است که شاید در وهله اول تا حدودی از حوزه اختیارات ما خارج باشد.
بحث اصلی، امنیت و تابآوری زنجیره تأمین است؛ موضوعی که به شرایط حملونقل دریایی، ارز، تجارت خارجی و حتی تحولات ژئوپلیتیکی که در منطقه پیش آمده، مرتبط است و ما را با مشکلات و چالشهای جدی مواجه کرده است. این نخستین نکتهای است که باید در شرایط فعلی به آن بپردازیم.
پلی یورتان- خواهش ما این بود که دقیقاً در همین موردی که اشاره کردید، یعنی اختلال در زنجیره تأمین، توضیح بدهید که این وضعیت طبیعتاً موجب افزایش قیمت نیز شده است. این افزایش قیمت بهطور متوسط چند درصد بوده است؟
رفیعی: شرایط و وضعیت در نوسان است، اما در بعضی از اقلام که مجبور شدهاند کالا را به ترکیه ببرند و از ترکیه به ایران بیاورند، شاید نزدیک به ۴۰ درصد به ارزش کالا اضافه شده باشد.
یعنی ممکن است کالایی دو دلار قیمت داشته باشد، اما یک دلار دیگر صرف این شود که کالا تازه به تهران برسد. در مجموع، افزایش هزینه در بعضی موارد به حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد میرسد.
پلی یورتان- زمان تأمین چقدر افزایش پیدا کرده است؟
رفیعی: زمان هم افزایش داشته است. زمانی که ما مواد مورد نیاز را از بندرعباس میآوردیم، حداکثر ظرف یک ماه به دستمان میرسید. اما حالا این مسیر ممکن است حدود سه ماه طول بکشد تا محموله به بندر مرسین برسد و از آنجا دوباره به ایران برگردد.
پلی یورتان- بخش دیگری از این داستان این است که طی مدت طولانی، صنایع ما اقتصادی شدن فعالیت خود را بر این اساس تنظیم کردهاند که تقریباً انبارداری نداشته باشند؛ یعنی تولید کنید، بفروشید و دوباره مواد اولیه را تأمین کنید. اکنون به نظر میرسد این مدل با شرایط جدید دچار مشکل شده است. آیا صنعت پلییورتان اساساً انبارداری استراتژیک داشته است؟ اگر داشته، بهطور متوسط برای چه مدتی بوده است؟ البته منظور ما وضعیت کلی صنعت است، نه صرفاً مجموعه خود شما.
رفیعی: اولین مشکلی که ما همیشه داشتیم این بود که ارز را تقریباً به اندازه نیاز و لببهلب به ما تخصیص میدادند. بنابراین اساساً امکان اینکه موجودی استراتژیک داشته باشیم، وجود نداشت.
ما از یک مزیت قانونی استفاده میکردیم که بر اساس آن ۹۰ درصد مواد را از گمرک خارج میکردیم و ۱۰ درصد را در آنجا نگه میداشتیم. دلیل این کار این بود که خط تولید متوقف نشود و بتوانیم به مشتریان و زنجیره تأمین کمک کنیم؛ نه اینکه این ۱۰ درصد را بهعنوان یک موجودی استراتژیک برای افزایش تابآوری در یک دوره زمانی طولانی نگه داشته باشیم.
اساساً چنین چیزی وجود نداشته است؛ یکی به دلیل موضوع ارز و دیگری به دلیل قوانین و مقرراتی که وجود داشته است.
پلی یورتان- در طول این بیش از پنج ماهی که از زمان جنگ دوم گذشته، آیا هیچوقت زنجیره تأمین بهطور کامل قطع شده است؟ صنعت پلییورتان در حال حاضر چگونه تابآوری میکند؟
رفیعی: در این پنج ماه، یک ماه ما فروردین بود که عملاً تولیدکنندگان هنوز فعالیت خود را در بازار شروع نکرده بودند. ماه دوم، ماه رمضان بود و بعد هم ایام محرم؛ در این دوره عملاً بازار بسیار کوچک و تقاضا بسیار کم بود.
کارخانهها عملاً از خرداد شروع کردند و در خرداد هم تشییع جنازه و دوباره تعطیلی یکهفتهای اتفاق افتاد.
به عبارتی، در سه ماهه اول سال، با اصطلاح عامیانه، تقریباً هیچکس کاسب نبود! از تیرماه کار آرامآرام شروع شد و به جایی رسید که بازار به حد و حدودی از فعالیت برگشت.
اگر قرار باشد اتفاق ناگواری در تأمین مواد اولیه پیش بیاید، فکر میکنم در شهریور یا مهرماه با چالش جدی مواجه شویم.
پلی یورتان- در فاصلهای که آتشبس اعلام شد، آیا مواد یا محمولههایی که سفارش داده بودید، رسیدند؟
رفیعی: بله، تا حدودی کمککننده بود، اما در مجموع شرایط مطلوبی برای آینده نیست. اولاً از نظر قیمت و دوماً از نظر اطمینان. اطمینانی وجود ندارد که سفارشها چه زمانی میرسند. باید منتظر بمانیم تا شرکت کشتیرانی اطلاع بدهد که مثلاً دو کانتینر شما رسیده است.
پلی یورتان- با توجه به اینکه در مقطعی، یعنی اوایل مسئله جنگ، تأمین به شکل دیگری انجام میشد و اکنون بحث محاصره مطرح است، آیا واقعاً محاصره موضوع جدی است؟ خیلی از دوستان میگویند بنادر همچنان فعال هستند.
رفیعی: بر اساس تحقیق میدانیای که از همکاران انجام دادهام، بعضی از دوستان میگویند کالا داشتیم و سفارش هم دادهایم، اما وقتی از طریق کشتیرانی محمولهها را رصد کردهایم، یکی میگوید محموله در مالزی است، یکی میگوید در بندر ناواشیباست و دیگری میگوید در بندر کراچی است؛ یعنی همه این محمولهها قبل از تنگه قرار دارند.
پلی یورتان- مسیرهای جایگزین تا چه اندازه توانستهاند به صنعت پلییورتان کمک کنند؟
رفیعی: مسیرهای جایگزین هزینههای بالایی داشتهاند. عمده مسیری که عملیاتی بوده، مسیر ترکیه است. در بعضی موارد، هزینه حمل به نزدیک ۵۰ درصد ارزش کالا رسیده است.
پلی یورتان- بخشی از افزایش هزینه مربوط به حملونقل و بخش دیگری مربوط به افزایش قیمت خود مواد است؛ چراکه در سطح جهانی نیز جنگ بر قیمت مواد اثر گذاشته و موجب افزایش آن شده است. میتوانید بگویید افزایش هزینه در بخش مواد اولیه چقدر بوده و در بخش حملونقل چقدر؟
رفیعی: چیزی که من برآورد کردهام، حدود ۵۰ درصد افزایش در هزینه حمل بوده و کالا و مواد نیز بین ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
تربتی: علاوه بر بحث هزینهها، خود افزایش زمان نیز برای ما هزینهساز است. وقتی یک حمل یکماهه شما تبدیل به چهار ماه یا سه ماه میشود، در حقیقت شما هزینه مازاد سرمایهگذاری دارید و همین مسئله باعث کاهش نقدینگی و افزایش هزینههای تمامشده میشود.
پلی یورتان- در تمام این سالها بخش بزرگی از موضوع بومیسازی و خودکفایی برخی مواد، از سوی پتروشیمی کارون مطرح شده است. آیا این تولیدات میتوانند صددرصد تقاضای داخل را پاسخ دهند؟ ما در چه بخشهایی همچنان وابستگی داریم؟ صنعت پلییورتان چه میزان وابستگی به واردات دارد؟ و آیا در حال حاضر کارون بهطور کامل به تولید بازگشته است؟
تربتی: کارون هنوز تولیدی انجام نداده است. با توجه به مشاهدات و برداشتهایی که وجود دارد و همچنین با توجه به صدماتی که دیدهاند، بعید است بهزودی بتوانند به تولید برگردند.
در مورد اینکه چه میزان از ظرفیت بازار را پوشش میدادند، در زمینه TDI تقریباً ۹۰ درصد را بهراحتی میتوانم بگویم که پوشش میدادند.
عملاً هیچوقت در طول سال مشکل جدی وجود نداشت؛ مگر کمبودهایی که باعث میشد بعضیها واردات انجام دهند یا مثلاً خط تولید کارون دچار مشکل شود. در غیر این صورت، واقعیت این است که در زمینه TDI از واردات بینیاز شده بودیم.
اما در زمینه خانواده MDI، فکر میکنم در نهایت چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد ظرفیت بازار و نیاز آن، در زمانی که عرضه انجام میشد، پوشش داده میشد.
پلی یورتان- اکنون برای تأمین همین مواد، علاوه بر تمام مشکلاتی که وجود دارد، یعنی قیمت، محاصره، زمان تحویل و همه این موارد، آیا محدودیتهای دیگری هم وجود دارد؟ مثلاً محدودیتهای تحریمی یا موارد مشابه؟
تربتی: یک مقطع تقریباً دو، سه ماه پیش وجود داشت. ترکیه یک قانون قدیمی دارد که هر چند وقت یکبار در گمرکات خود آن را دوباره مطرح میکند و بر اساس آن، صادرات برخی اقلام به ایران ممنوع است. ایزوسیاناتها نیز در آن فهرست حضور دارند. آنها مجدداً این قانون را در گمرکات مطرح کردند؛ فکر میکنم مربوط به قانون سال ۲۰۲۲ بود. در نتیجه، حجم زیادی از بارهای شیمیایی، از جمله ایزوسیانات، در گمرک ترکیه متوقف شد. در همان مقطع، یک کمبود بسیار شدید در بازار داخل ایجاد شد؛ چراکه تنها مسیر اجرایی فعلی برای تأمین مواد اولیه شیمیایی داخل، مسیر ترکیه است. وقتی این موضوع در ترکیه مطرح شد، کامیونها برای مدت بسیار طولانی در آنجا متوقف شدند.
همکاران ما در این شرایط متضرر شدند؛ چون بعضی از کامیونها یخچالدار بودند و دچار مشکل شدند. تا اینکه، به هر حال، فکر میکنم یک تعامل سیاسی انجام شد و این قانون برداشته شد.
پلی یورتان- به نظر میرسد تولید TDI و MDI در سطح جهانی در اختیار تعداد محدودی تولیدکننده است. آیا اینطور است؟
تربتی: بله.
پلی یورتان- یک بررسی داشتم و به این نکته رسیدم که ۸۰ درصد ظرفیت تولید جهانی در اختیار پنج تولیدکننده در دنیاست. با توجه به این شرایط، بومیسازی این مواد در ایران تا چه اندازه ضرورت دارد؟
میدانم که در شرایط جنگی شاید زمان مناسبی برای چنین تصمیمگیریهایی نباشد، اما آیا در سیاستگذاریها و تصمیمسازیها، این موضوع رصد میشود که زنجیره تأمین صنعت پلییورتان واقعاً در حال تبدیل شدن به یک معضل استراتژیک است؟ آیا برنامهای برای بومیسازی و سرمایهگذاری روی این موضوع وجود دارد؟
رفیعی: شما درباره دو ماده صحبت میکنید که هرکدام مشخصات و مختصات خودشان را دارند.
در مورد ایزوسیانات، ما دو تولیدکننده در قاره آمریکا، سه تولیدکننده در اروپا، یک تولیدکننده در چین، یک تولیدکننده در کره و یک تولیدکننده در ژاپن داریم. ایران هم پتروشیمی کارون را داشت که فعلاً ندارد.
در این بخش، من فکر نمیکنم اصلاً بدون کارون بحث دیگری داشته باشیم که بخواهیم درباره آن صحبت کنیم. اگر قرار باشد تصمیمسازی شود و اگر بخواهند شرایط را برگردانند، نخستین موضوع، برگرداندن کارون است.
در مورد بخش دوم که شما درباره خودکفایی و بومیسازی میفرمایید، ابتدا باید تولیدکنندگان داخلی حاضر باشند سرمایهگذاری کنند.
در شرایط فعلی، فکر نمیکنم شرکتهای خارجی هم حاضر باشند در ایران سرمایهگذاری کنند؛ مگر اینکه شرایط تغییر کند. اگر شرایط تغییر کند، با توجه به بازار بزرگی که هم در منطقه و هم در ایران وجود دارد، ممکن است شرایطی پیش بیاید که شرکتها به این نتیجه برسند که در زمینه مواد اولیه پلییورتان در ایران سرمایهگذاری کنند، این مواد را بومیسازی کنند و از امکانات داخلی استفاده کنند.
تربتی: من یک نکته درباره موضوع سرمایهگذاری در صنعت پلییورتان اضافه کنم. ببینید، در حال حاضر ظرفیت کارون در خانواده TDI، ۲۰ هزار تن و در خانواده MDI نیز ۲۰ هزار تن است؛ یعنی در مجموع ۴۰ هزار تن.
این ظرفیت را با کوچکترین پلنتهایی که در دنیا وجود دارند مقایسه کنید که تقریباً ۳۰۰ هزار تن هستند. بنابراین ظرفیت فعلی، ظرفیت بسیار کوچکی است و به همین دلیل، بحث اقتصادی شدن آن همیشه به قول معروف یک علامت سؤال است.
اگر قرار باشد سرمایهگذاری در این حوزه انجام شود، این اعداد باید بهطور جدی افزایش پیدا کنند؛ حتی اگر ظرفیت فعلی را یکباره ده برابر کنیم، تازه به کوچکترین مقیاس تولیدکنندگان دنیا نزدیک میشویم.
بنابراین واقعیت این است که اگر بخواهیم با پارامترهای اقتصادی درست جلو برویم، در درجه اول باید این ظرفیت را به ظرفیتهای اقتصادی بینالمللی برسانیم.
این کار علاوه بر اینکه به سرمایهگذاری نیاز دارد، مستلزم ایجاد قدرت صادرات نیز هست؛ چون این ظرفیت دیگر در ایران قابل جذب نیست. باید همزمان دامنه صادرات نیز توسعه پیدا کند تا بتواند تولید و این صنعت را به صنعتی قابل توجه برای سرمایهگذار تبدیل کند.
پلی یورتان- پیشبینی کردهاند که کارون ظرف چه مدتی به تولید بازخواهد گشت؟
رفیعی: در جلسات گفتهاند، اگر مشکل جدیدی پیش نیاید، خوشبینانه یک سال دیگر.
پلی یورتان- ما در حال حاضر مواد مورد نیازمان را از چین و کره تأمین میکنیم یا از کشورهای دیگری نیز تأمین داریم؟
رفیعی: عمدتاً از چین است. کره هم نیست؛ بیشتر چین است. تقریباً ۹۰ درصد تأمین ما از چین انجام میشود. ممکن است در مواردی کسی از کره یا ژاپن هم خرید کند، اما حدود ۹۰ درصد از چین تأمین میشود.
پلی یورتان- پیشتر درباره این موضوع صحبت کردیم که آیا در این صنعت کارخانهها انبارداری استراتژیک داشتهاند یا نه. دو مورد هم اشاره شد که تأمین ارز همیشه یک مسئله بوده و عملاً امکان انجام این کار وجود نداشته است.
اکنون در شرایط فعلی، آیا اصولاً کارخانههای ما این تدبیر را در پیش گرفتهاند یا همچنان امکانپذیر نیست یا انتخاب آنها نیست؟
تربتی: واقعیت این است که ما تا قبل از این، همیشه در برنامههایمان پیشبینی میکردیم که برای مصرف دو تا سه ماه موجودی داشته باشیم. با توجه به فاصله زمانی بین سفارش تا تأمین، معمولاً یک دپوی مواد داشتیم.
اما واقعیت این است که الان دیگر نمیتوانیم این کار را انجام دهیم؛ به دلیل اینکه سرعت تأمین بسیار بد شده است.
اگر من بخواهم مثلاً همان دو ماه موجودی در انبار داشته باشم، به این معناست که باید پول مواد را برای مدت بسیار طولانیتری پرداخت کرده باشم. در عمل، چیزی در حدود هشت ماه پول مواد را دادهام.
این موضوع به سرمایهگذاری و تأمین سرمایه بسیار سنگینی نیاز دارد. از یک طرف زمان تأمین دو تا سه برابر شده و از طرف دیگر ارزش ریالی نیز سه تا چهار برابر شده است. بنابراین همهچیز از هر جهت سنگینتر شده و همین مسئله باعث میشود نتوانیم انبارداری استراتژیک را حفظ کنیم.
خصوصاً شرکتهایی مانند ما که برای انجام یک تولید، باید چندین آیتم مختلف را همزمان در اختیار داشته باشیم، با این مسئله بیشتر مواجه هستند.
پلی یورتان- نکته دیگری که در مواجهه با برخی دوستان به آن برخوردم، در بحث تأمین مواد اولیه است. در بخشهای بزرگی این نگرانی وجود داشت که اگر واردات از مسیرهای زمینی، ریلی یا مسیرهای دیگر انجام شود، به دلیل اینکه این مواد شیمیایی هستند، هم ممکن است زمان مصرف یا سلامت مواد تحت تأثیر قرار بگیرد و هم مسائل مربوط به انفجار و آتشسوزی وجود داشته باشد.
احتمالاً شما نیز با چنین مسائلی مواجه بودهاید.
رفیعی: اصلاً اعدادی که برای حمل زمینی اعلام میشد، توجیه نداشت. همانطور که عرض کردم، عمده کالاهای ما از چین میآید. از ترکیه هم به ناچار مجبور شدیم بعضی اقلام را زمانی که مسیر جنوب بسته شد، وارد کنیم.
اما هزینهای که اعلام میکردند بسیار بالا بود. آخرین عددی که من داشتم، ۱۴ هزار دلار برای یک کامیون حدود ۱۶ تا ۱۷ تن بار بود که قرار بود از چین به تهران بیاید، آن هم با فرض اینکه یک ماه طول بکشد. این عدد بسیار بالا بود و توجیه اقتصادی نداشت.
مسیر ریلی هم با مشکل مواجه بود. نوبتهایی که برای بارگیری و این موارد میدادند، بسیار طولانی بود؛ چون بخش عمده ظرفیت به کالاهای اساسی، کالاهای دولتی و موارد مشابه اختصاص داده شده بود.
عملاً مسیرهای دیگری باقی میماند که آنها هم هزینه بالایی داشتند. بنابراین بسیاری از این گزینهها، گزینههای قابل استفاده و کاربردی نیستند.
پلی یورتان- با توجه به اینکه ظرفیت تولید در صنعت پلییورتان به هر حال کاهش پیدا کرده است، آیا امکان بیشتری برای واردات وجود دارد؟
رفیعی: این مشکلات برای واردکنندگان هم وجود دارد. وقتی مشکل برای همه وجود دارد، برای همه وجود دارد.
البته ممکن است آنها از کانالهای دیگری اقدام کنند، اما وقتی مسیر جنوب بسته شود، مسیرهای دیگر هزینه بسیار بالاتر و شرایط بسیار دشوارتری دارند.
پلی یورتان- گروه صنایعی که در بخشهای مختلف مصرفکننده محصولات صنعت پلییورتان هستند، کدامیک در این مدت بیشتر تحت تأثیر بحران قرار گرفتهاند و تولیدشان کاهش پیدا کرده است؟
رفیعی: متأسفانه شانسی که ما آوردیم این بود که بازار آن صنایع نیز دچار رکود شد؛ وگرنه این شرایط بحرانی خیلی زودتر باید گریبان ما را میگرفت.
مثلاً خودروسازی که سال گذشته در مجموع دو میلیون خودرو تولید کرده، امسال پیشبینی تولیدش ۹۰۰ هزار دستگاه است. شما تصور کنید که طبیعتاً تقاضای آن نیز کاهش پیدا کرده است.
در سایر بخشها هم همین وضعیت وجود داشته است. در یخچالسازها همینطور بوده، در پنلسازها همین مسائل وجود داشته و در بخش کفش نیز شرایط مشابه بوده است.
همه این صنایعی که شما اشاره کردید، با توجه به کوچکشدن بازارشان، طبیعتاً درخواستشان برای محصولات ما نیز کاهش پیدا کرده است.
تنها شانسی که ما آوردیم این بود که آنها وارد این قضیه نشدند؛ بنابراین کموبیش بحران وجود داشته، اما چون خود آن صنایع هم در فروش محصولاتشان مشکل داشتند و فروششان کاهش پیدا کرده بود، این بحران با شیب ملایمتری به سمت آنها و سپس به بازار منتقل شده است.
وقتی قیمت نفت بالا رفت، قیمت مواد اولیه تولیدی بالا رفت؛ وقتی مشکلات تحریم و جنگ و این موارد پیش آمد، کرایه حمل افزایش پیدا کرد. همه این عوامل دست به دست هم دادند که قیمت یک کالا از یک دلار به سه دلار برسد. وقتی قیمت از یک دلار به سه دلار میرسد، طبیعتاً تقاضا هم کاهش پیدا میکند.
تربتی: دلار هم گران شد. دلار با سرعت از ۹۰ تومان به ۱۵۰ تومان رسید، اما درآمد متوسط جامعه ۵۰ درصد رشد کرد و طبیعتاً خریدار بهشدت عقب ماند.
پلی یورتان- شما ایدهای دارید که تأثیر این شرایط در کدامیک از این بخشها بیشتر بوده است؟
تربتی: همه آنها تحت تأثیر بودهاند.
خصوصاً اینکه ما با صنایعی در ارتباط هستیم که محصولاتشان بخش ضروری زندگی مردم نیست. این محصولات میتوانند در اولویت دوم و سوم هزینههای مردم قرار بگیرند و به همین دلیل نیز بیشتر تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
پلی یورتان- ما یک واحد تولیدی یا بنگاه اقتصادی را بر اساس شرایطی مدیریت میکنیم که فعالیت آن اقتصادی باشد. اکنون چیزی که میبینیم این است که اگر قطعی برق را هم به مجموعه مشکلات اضافه کنیم، در شهرکهای صنعتی، مثلاً در این مدت تا دو روز قطعی برق داشتهایم.
بنابراین تقریباً بخش بزرگی از تولید یا تحت تأثیر نبود مواد اولیه قرار گرفته، یا به دلیل پایین بودن تقاضا کاهش یافته و یا اصلاً به دلیل نبود انرژی متوقف شده است.
این واحدها در چنین شرایطی چگونه اداره میشوند؟
رفیعی: در شرایطی که الان گریبانگیر ما شده، یعنی در مورد محاصره و مشکلات تأمین، حتی قبل از آن نیز شرکتها زیر ظرفیت خود کار میکردند.
خودتان میدانید وقتی یک شرکت یا مجموعه زیر ظرفیت تولید کند، یعنی دارد ضرر میدهد و فقط دارد تاب میآورد.
البته یک نفر قدرت بیشتری دارد و تابآوریاش هم بیشتر است؛ یک نفر قدرت ضعیفتری دارد و تابآوریاش کمتر است.
شرکتها چه کار کردند؟ بخشی از نیروی انسانی را تعدیل کردند و بخشی از هزینههایشان را کاهش دادند. اما این شرایط اصلاً قابل تحمل نیست.
مشکلی که به وجود آمده این است که بازار در رکود است، تولیدکنندگان زیر ظرفیت اسمی و حتی زیر ظرفیت سربهسر خود تولید میکنند و شرکتها اکثراً در زیان هستند.
این زیان انباشته نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند. باید برای آن فکری و چارهای اندیشیده شود. یا واحدها تعطیل میشوند یا اتفاقات دیگری رخ میدهد، چون دیگر چارهای باقی نمیماند.
از طرف دیگر، رکود بازار وجود دارد. ما فقط مهارتی که داریم، تابآوری و ماندن به امید آیندهای است که بهبود پیدا کند؛ والسلام. من فکر نمیکنم اگر کسی ادعا کند که در این شرایط دارد سود میدهد، ادعای درستی باشد.
تازه اگر تمام این فرض را بر این بگیریم که بازار خرید دارد و فرض کنیم که ما میتوانیم از کانالهای بهاصطلاح موازی مواد اولیه را وارد کنیم، باز هم سؤال این است که چه کسی میتواند دو تا چهار ماه، طبق گفتهها، نقدینگی تأمین کند تا بتواند کالا را وارد کند؟
هزینه نقدینگی در شرایط فعلی سرسامآور است. بانکها کمک نمیکنند و سیاست انقباضی دولت و بانک مرکزی نیز وجود دارد.
از طرف دیگر، طرفهای تجاری ما قبلاً به تولیدکنندگان داخلی اعتبار میدادند، اما با توجه به شرایط جنگی، شرکتهای بیمه خودشان اعطای اعتبار به طرفهای ایرانی را ممنوع کردهاند؛ چون شرایط جنگی است و هیچ بیمهای حاضر نیست مشتری را به اصطلاح پوشش دهد تا طرف مقابل بتواند این معامله را انجام دهد.
تربتی: ببینید، متأسفانه ما دچار یک چرخه معیوب شدهایم.
هزینهها بالا رفته و قیمت تمامشده افزایش پیدا کرده است. از طرف دیگر، مشتری پول ندارد. این مشتری خرید نمیکند، دوباره تولید ما پایین میآید و هزینهها بالاتر میرود.
این چرخه متأسفانه همینطور در حال تشدید شدن است و اگر ادامه پیدا کند، صنعت بهطور کلی تعطیل خواهد شد.
خصوصاً در نیمه دوم سال، من فکر میکنم این وضعیت پررنگتر خواهد شد.
پلی یورتان- با توجه به اینکه بالاخره در قالب انجمن یا شرکتهای عضو، به وزارتخانهها مراجعه میکنید و احتمالاً از طریق اتاق بازرگانی نیز پیگیریهایی انجام میشود، آیا هیچ اراده، برنامه یا سیاستی برای تغییر واقعی این شرایط وجود دارد؟ شما چنین چیزی را احساس میکنید؟
رفیعی: از طریق دولت، من فکر نمیکنم اتفاقی بیفتد؛ اما چند راهکار وجود دارد که انجمن میتواند انجام دهد.
- مدیریت بحران و تابآوری
- توجه به اهمیت صادرات
- تشکیل کمیته تابآوری و بحران
- تشکیل کمیته تأمین مواد اولیه
- راهاندازی مرکز رصد بازار پلییول
- ایجاد کمیته فناوری و نوآوری
فکر نمیکنم دولت بتواند چیزی را بهتنهایی راهگشا کند؛ مگر اینکه تشکلها خودجوش وارد عمل شوند و یکسری اقدامات انجام دهند که بتوانند این بحران را تا حدی مدیریت کنند یا حداقل مسائل را به گوش مسئولان برسانند.
تربتی: دولت در حال حاضر دچار یک بحران شدید شده است. البته قبل از این هم شرایط خیلی خوب نبود، اما الان سه جنگ را بهقول معروف تجربه کرده و حجم بسیار زیادی از هزینههایی که جنگ ایجاد کرده، وجود دارد.
باید بازسازی انجام شود، قدرت نظامی باید دوباره بازسازی و تقویت شود و همه اینها هزینههای اولویتدار دولت هستند.
با توجه به اینکه منابع ورودی دولت نیز محدود شده، عملاً پولی باقی نمیماند که بخواهد به فکر صنایعی مانند صنعت پلییورتان باشد.
یکی از مسیرهایی که میتواند ظرفیتهای ما را پر کند و حداقل یکی از منابع هزینهساز ما، یعنی عدم پر شدن ظرفیت تولید، را برطرف کند، بحث صادرات است. در موضوع صادرات، به هر حال انجمن میتواند نقشهای متفاوتی داشته باشد.
خوشبختانه در حال حاضر، با توجه به تلاشی که اعضای انجمن طی چند سال اخیر انجام دادهاند، هم از لحاظ ظرفیت، هم از نظر دانش و هم از نظر امکانات تولید، ظرفیت بسیار خوبی به وجود آمده است که نیازهای پلییورتان در گریدهای مختلف و با کیفیت استاندارد بینالمللی تأمین شود. اما به هر حال یکسری موانع وجود دارد که بخشی از آنها ناشی از تحریمهاست. این موانع باید به نوعی هموار شود تا بحث صادرات بتواند اتفاق بیفتد.
اگر این اتفاق بیفتد، به هر حال یکی از راههای خروج از بحرانی است که اکنون وجود دارد و میتواند تا حد زیادی تأثیرگذار باشد.
به نظر من، موضوع استانداردسازی هم میتواند در انجمن مورد توجه قرار گیرد. محصولات باید استانداردسازی شوند. بسیاری از تولیدکنندگان ما ممکن است درباره استانداردهای کشورهای مختلف و اینکه چه کالایی قابلیت صادرات به آن کشورها را دارد، اطلاعات کافی نداشته باشند.
این اطلاعرسانیها و اقدامات مشابه میتواند انجام شود تا بتوانیم صادرات را تا حدی بهبود ببخشیم.
پلی یورتان- به نظر میرسد این کارها تا حدی زمانبر هم هستند. بهخصوص فعالیتهای صادراتی و ایجاد بازارهای صادراتی معمولاً فرآیندی زمانبر است.
تربتی: بله، با توجه به اینکه رقبای سرسختی داریم، این فرآیند قطعاً زمانبر است.
